|
♥دزفول پرچم بالا♥ دال مثل دزفول●دال مثل دلاورمردان دزفول●دال مثل دسفیلی درباره وبلاگ dezfull.loxblog.com dezfull.glxblog.com dezfull.lxb.ir زنده باد دزفولی با اصالت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ :: :: نويسنده : dezfuli
سیاسیون دزفول دنبال گرفتن ماهی مرادشان از آب گل آلود هستند/من بیشتر از نمایندگان گذشته مایه گذاشتم
به گزارش شبکه خبری دز(دز ان ان) به نقل از رهیاب، عباس پاپی زاده نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی در گفتگویی متفاوت و درپاسخ به این سوال که چرا بعضی ها شما را نماینده حاشیه دزفول می دانند تا خود دزفول اظهارداشت: شبی یک محله از دزفول را…
به گزارش شبکه خبری دز(دز ان ان) به نقل از رهیاب، عباس پاپی زاده نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی در گفتگویی متفاوت و درپاسخ به این سوال که چرا بعضی ها شما را نماینده حاشیه دزفول می دانند تا خود دزفول اظهارداشت: شبی یک محله از دزفول را سر می زنم و عمده وقت من در شهر دزفول می گذرد و خدماتی هم که تا امروز ارائه دادم برای شهر دزفول بوده است، مثلا دانشکده دزفول را به دانشگاه تبدیل کردیم ،جاده اختصاصی با همکاری شورا و شهرداری برای فرودگاه زدیم و پروازهای دزفول را دوبرابر کردیم بحث بیمارستان تامین اجتماعی دزفول را بنده پیگیری کردم که به دلیل نداشتن سند زمین بودجه اش برگشت می خورد کارخانه فولادی که در حال پیگیری آن هستم برای کیست؟پروژه ایی عظیم و بی سابقه ایی در دزفول است. نماینده مردم دزفول گفت:متاسفانه سیاسیون دزفول دنبال گرفتن ماهی مرادشان از آب گل آلود هستند از این جهت که من نسبت به نمایندگان گذشته بیشتر مایه می گذارم همه قبول دارند اگر قبلا یک ساعت برای دزفول وقت می گذاشتند الان سه ساعت شده است با این تفاوت که یک ساعت هم برای روستاها که فراموش شده بودند وقت گذاشته ایم. وی افزود: شب های گذشته من در مساجد دزفول سخنرانی داشتم بعداز پایان مراسم مردم آنقدر نسبت به ما لطف داشتند که حتی به من می گفتند آقای پاپی با کسانی که مزاحمت می شوند برخورد کنید ما پشت سرتان هستیم. عباس پاپی زاده تاکید کرد: سیاسیون دزفول دنبال منافع خودشان هستند و به انتخابات دور بعدی مجلس فکر می کنند موضع گیری های بنده را با موضع گیری های نماینده سابق دزفول مقایسه کنید من یقه وزرا را که می گیرم و از آنها سوال می کنم از دزفول زنگ می زنند و فشار می آوردند که آقا این کار را نکن! پا نوشت: البته در گفتگوی تلفنی با مهندس پاپی زاده وی اظهار داشت: از گفته های من بد برداشت شده است. شهر نیاز به آرامش دارد و نبایستی این آرامش را بر هم زد.
:: :: نويسنده : dezfuli
سکوت کافیست، از حق دزفول دفاع کنید!
وضعیت این روزهای دزفول به مثابه خانواده ای می ماند که پدر و مادر آن خانواده در قید حیات هستند ولی فرزندان گستاخانه قصد دارند خانه پدری را تکه تکه کرده و هرکدام سهمی را ازآن خود نمایند! مخلص کلام اینکه شنیده ها حاکی از آن است که روز چهارشنبه…
وضعیت این روزهای دزفول به مثابه خانواده ای می ماند که پدر و مادر آن خانواده در قید حیات هستند ولی فرزندان گستاخانه قصد دارند خانه پدری را تکه تکه کرده و هرکدام سهمی را ازآن خود نمایند! مخلص کلام اینکه شنیده ها حاکی از آن است که روز چهارشنبه هفته جاری جلسه ای در یکی از ادارات دولتی برگزار خواهد شد تا در خصوص برخی اراضی دزفول تصمیماتی اتخاذ شود! شهرهای همجوار از وضعیت نابسامان و ناپایدار دزفول در برخی سطوح مدیریتی سوء استفاده کرده و با عنوان نمودن ادعاهایی خواستار سهمی برای خود شده اند ! اندیمشک از شمال غرب خواهان پایگاه چهارم شکاری دزفول و دانشگاه جندی شاپور دزفول است و همچنین رود دز تا ورودی سد تنظیمی(علی کله) است، گتوند خواهان الحاق اراضی سردشت دزفول به این شهر است و در جنوب شوش خواهان این است که تا چهار راه آوج را ضمیمه شهرستان خود کند. حال باید از مسئولان شهرستان دزفول پرسید چه برنامه ای برای این سهم خواهی نابجا دارند، آیا سوء مدیریتهای گذشته، سبب از دست دادن اراضی دزفول همچون سد دز، کوی نیرو، کارخانه شیر، هفت تپه و چندین روستای شرق جاده اندیمشک- شوش و… نبوده است؟ آیا مدیران گذشته بخاطر بی عرضگی یا خوش خدمتی کوتاهی ننموده و این همه اراضی و امکانات را به سهولت همانند “قرارداد ترکمن چای” از دست نداده اند؟ جالب اینجاست مطالبات مردم دزفول در این ۳۳ ساله ادا نشد، که هیچ، در این سه دهه هر سال بصورتهای مختلف شهرستان دزفول در حال از بین رفتن است! تمام کنید این همه دشمنی و اختلافات را ، تمام کنید کج سلیقگیها را، کنار بگذارید تنگ نظریها را، اندکی به فکر مردم و دزفول باشید، چرا مردم باید تاوان اختلافات مسئولین را بدهند! همین اختلافها بوده که دولت هیچ فعالیت چشمگیری در این سی سال و اندی گذشته در دزفول انجام نداده است! اگر همت خود مردم و خیرین دزفول نبود هنوز حتی برای ما یحتاج اولیه خود با مشکل مواجه بودیم! بیایید در سالی که بنا بر منویات مقام معظم رهبری، حمایت و تقویت اقتصاد کشور مورد تاکید قرار گرفته است اول از خانه و زادگاه خود حمایت کنیم،تا منابع اقتصادی، فرهنگی و صنعتی خود را به راحتی از دست ندهیم زیرا ملتی هر چند کوچک اگر نتواند از تمامیت ارضی و حقوق خود دفاع کند محکوم به فناست! حتی اگر یک وجب از خاک و آب این منطقه بدون رضایت مردم جابه جا شود خیانت به کشور و خیانت به مردم است، شهر و کشور و زادگاه همانند دین و ناموس تقدس دارند، همانگونه که پیامبر مکرم اسلام فرموده اند: “دوست داشتن وطن از ایمان است”، پس مسئولان محترم لطفا تلاش نمائید به مقدسات مردم بی حرمتی نشود و تا آخرین حد توان از آن پاسداری نمایند. البته در برخی موارد باید گفت”از ماست که بر ماست” زیرا عده ای جهت رسیدن به مطامع شخصی خود و جلب نظر و حمایت عده قلیلی افراد برخی مناطق، قول خودمختاری و جدا شدن منطقه مذبور را از دزفول میدهند و طوری با اطمینان سخن می گویند که انگار دزفول ارث پدری آنها بوده و اختیار تام در واگذاری و تکه پاره کردن آن دارند. با رجوع به مصحف شریف نهج البلاغه در میابیم که از صفات مورد تاکید و نظر مولی متقیان حضرت علی(ع) برای انتخاب فرمانداران بلاد اسلامی در آن زمان شجاعت در عین درایت بوده است که امیدواریم مسئولین شهرستان این نکته ارزشمند را سرلوحه کار خود قرار داده باشند و اگر تاکنون اینگونه نبوده در صدد اصلاح خود برآیند. مسئولان عزیز شما بهتر از همه می دانید که مردم دزفول در تمامی عرصه ها و ادوار خصوصا در ایام دفاع مقدس با نثار جان و مال خود و فرزندانشان ثابت کرده اند بسیار دانا، شجاع و ایثارگر و در عین حال آرام، نجیب و صبور هستند پس با برخی کوتاهی ها و کم کاریها و پرداختن به حاشیه بجای متن، سبب سلب آرامش مردم نشوید، از حق و حقوق شهر و دیار خود در تمام زمینه ها دفاع کنید که اگر کوتاهی کنید خیانت به مردم شهید پرور دزفول کرده اید! و اگر توان دفاع از حقوق و حریم مردم را ندارید با شجاعت جایگاه خود را به فردی لایق و توانمند بسپارید که بتواند بدون ترس و با بصیرت، حق مردم را که بگفته حضرت امام خمینی(ره) ولی نعمت مسئولین هستند را ادا نماید. بدانید که خداوند تبارک و تعالی ناظر و آگاه بر اعمال و نیات شما است. شبکه خبری دز
:: :: نويسنده : dezfuli
ملا محمد تقی ناهیدی دزفولی
تاثیر شعر ناهیدی بر گویش دزفولی
حسين نصيرباغبان(
همیشه در میان ملل متمدن جهان، شعر در شکل گیری فرهنگ و تمدن آنها نقشی مثال زدنی داشته است تا جایی که در تعاریف فرهنگ، شعر را همیشه بعنوان یک پایه اساسی فرهنگ نامبرده اند . گویش دزفولی بعنوان گویشی که نشان از فرهنگ عیلامی داشته، همانند خط آن ناشناخته باقی مانده است. افرادی همانند مرحوم ملامحمدتقی ناهیدی، با شعر خود به گویش محلی دزفولی، توانسته اند لغاتی که بر سر زبان ها بوده به بهترین روش، یعنی بوسیله شعر ثبت کرده و در تاریخ این قوم ماندگار سازند. در این تحقیق، پنجاه و اندی از واژگانی که در اشعار مرحوم ناهیدی بوده و اکنون کاربرد نداشته و یا کم کاربرد و در حال فراموش شدن هستند جمع آوری و شمارش شده است؛ البته این بخشی از واژگان بوده است و متاسفانه بایستی ذکر نمود که منابع برای تحقیق در مورد مرحوم ناهیدی بسیار محدود و ناچیز بوده اند و این اثر ادعایی ندارد که تمامی واژگان فراموش شده را در بر بگیرد با این حال آنچه در توان این حقیر بوده صورت گرفته است؛ تا بدین وسیله گوشه ای از تاثیر شعر ناهیدی بر فرهنگ و گویش دزفولی را نشان دهیم. این مقاله جهت ارائه به همایش مرحوم ملا محمدتقی ناهیدی دزفولی تهیه گردید. لازم به ذکر است که از استاد ارجمند، جناب آقای عرب و موسسه دزفول شناسی که در جهت دهی به این اثر به اینجانب کمک وافری نمودند تقدیر و تشکر نمایم.
نقش شعر در شکل گیری فرهنگ
فرهنگ همیشه برای شکل گیری و بقا نیاز به عاملی دارد که از گذشتکان به آیندگان انتقال یابد. در این مرحله، شعر بعنوان یک وسیله ارتباط، بهترین عامل بوده و خواهند بود . در جامعه ایرانی ما در طول تاریخ چنانچه به عواملی که باعث تداوم فرهنگ ایران و زبان پارسی بوده است توجه کنیم، بخوبی در می یابیم که شعر یکی از بهترین وسایل بوده است؛ شعر بعنوان یک سخن موزون و با شور و عشق در میان همه آدمیان مورد استقبال بوده است و چنانچه شما به میان مردم رفته و پرسش نمایید که آیا شما شعری به خاطر دارید که بیان نمایید، بی شک نمی توان کسی را یافت که حتی یک بیت در ذهن نداشته باشد، و این امر یکی از نشانه های تاثیر شعر است. حال اگر کسی مطالبی را با کلماتی بصورت شعر درآورد بی گمان محتوا و ظاهر آن کلمات باقی مانده و منتقل می شود، این چنین است که می توان فرهنگی را از گذشتگان به آیندگان انتقال داد. این عامل ارتباط در جامعه ایرانی نقشی را ایفاء نموده است که بطور نمونه می توان شاهنامه حکیم فردوسی طوسی را نام برد. که توانسته است در فرهنگ ایران زمین تاثیر انکار ناپذیری را داشته باشد و باعث شود تاریخ و آداب و رسوم قوم ایرانی، و چگونگی درگیری آنان با اقوام دیگر و... را نشان دهد. این اثر شگرف مورد ستایش بزرگان ادب نه تنها در سطح داخلی، بلکه در سطح بین المللی واقع شده است و امروزه بعنوان یک اثری فرهنگی در سطح جهان شهرت دارد.
در میان مردم ایران زمین شاید گویش دزفولی و حتی خود نام دزفول شناخته شده نباشد. ولی این گویش را نمی توان در میان گویش های ایرانی نادیده گرفت؛ گویش خوزی(دزفولی) به گفته ابن ندیم در الفهرست بعنوان گویش دربار هخامنشیان و حتی زبان مطایبه و شوخی آنها بوده است.[1] متاسفانه هر غیر دزفولی ای که این گویش را بشنود بیاد گویش لری می افتد در حالی که از لهجه و کلماتی که در این گویش می باشد استقلال این گویش نمایان بوده و بقول برخی محققین، این گویش برادر گویش های لری و بختیاری می توان دانست.[2] [3]
اگر چه شعر محلی ای که توسط مرحوم ناهیدی به عرصه وجود نهاده و ثبت شده است در سطحی کوچک از این مرز و بوم ایران یعنی دزفول می باشد و شاید نتوان گفت بر زبان و شعر پارسی اثری چشمگیر داشته ولی تاثیر شعر ناهیدی را بر ادب و هنر دزفول نمی توان نادیده انگاشت. بطوریکه شعر دزفولی و محلی در میان مردم دزفول با نام ناهیدی قرین می باشد. و امروزه هر جوان دزفولی که بدنبال دیوان شعری از اشعار محلی دزفولی باشد سراغ دیوان ناهیدی را می گیرد. ولی متاسفانه این حقیر تعداد زیادی از عزیزان را دیده ام که بدنبال دیوان ایشان رفته ولی چیزی عایدشان نشده است. و نشان از درخواست جوانان برای چاپ دیوان ناهیدی است.
استاد ارجمند جناب آقای دکترسنگری در مورد تاثیر شعر ناهیدی بر بقای گویش دزفولی در مقدمه دیوان مرحوم ملا محمد تقی،چنین تقریر فرموده اند:« شعر ناهیدی آئینه تمام نمای فرهنگ و رسوم و باورهای مردم دزفول در پنجاه سال گذشته است. و بهترین معیار برای بررسی و مطالعه در تحولات و دگرگونی های زبان در گویش دزفولی. شاید سروده های ناهیدی را نسل جوان امروزی به دشواری بخوانند و با بسیاری از واژگان و رسوم آشنایی نداشته باشند. امروز تقریبا هیچ جوان و نوجوانی از اسم «سوخارون» یا «سه خواهران» اطلاعی ندارد و چاپ و توضیح این سروده ها نسل امروز را با گذشته آشنا تر و سیر تحول فرهنگ و زبان را روشن تر و آفتابی تر می سازد.»[4]
آری با پیشرفت تکنولوژی و فراموش کردن لغاتی مانند( بچه تیلون و...) استفاده از این اشعار حتی بصورت مکتوب باعث می شود که خواننده و حتی محقق در این زمینه از وجود چنین کلماتی بهره ببرد. از طرفی برای زبان شناسان در جهت کشف ریشه کلمات، با توجه به اینکه گویش دزفولی گویشی است که یادگار تمدن عیلام است برای زبان شناسانی که در جهت تحقیق و تطبع در زبان پارسی اصیل هستند مفید واقع گردد.کار عظیمی که مرحوم ناهیدی در ماندگاری گویش دزفولی انجام دادند ثبت کلمات دزفولی در اشعار خود بوده است. گر چه شاید ناخواسته این کار بزرگ و با ارج را انجام دادند ولی امروزه می بینیم که اشعار ناهیدی نقش مهمی در تحقیقات محلی دزفول در مورد زبان شناسی و گویش شناسی می باشد. منبعی از لغات دزفولی که اگر به فردی دزفولی مراجعه نموده و بگویند چند واژه قدیمی را از گویش دزفولی ذکر بنما کمتر بیاد بیاورد در حالی که مرحوم ناهیدی با ثبت و ماندگاری این کلمات بطریق شعر یک تحول عظیمی در تحقیقات زبان شناسی دزفولی بوجود آوردند. آقای غفاری در کتاب خاطرات خود هنر اول مرحوم ناهیدی را شاعری می داند و هنر دومش را که از هنر اول او ارجمند تر است گردآوری واژه های فارسی اصیل است که در زبان غنی دزفولی فراوانند و نزدیک به دو نسل می باشد که مهجور مانده اند و اگر طبع سیال ناهیدی نبود، در این زمان دیگر کسی حتی یک کلمه از آنها را به یاد نداشت.[5] ایشان خاطره ای نقل می کنند که ذکر آن خالی از لطف نبوده و به اهمیت تاثیر شعر ناهیدی می افزاید و آن چنین است:« هر کس تا حدودی از گذشته دزفول آگاهی دارد می داند، در زمان حکومت مرحوم دکتر مصدق، شهر دزفول دستخوش اغتشاش بود. جای علل نقل آن نیست! در آن موقع برخی از متمکنین مهاجرت کرده و به تهران و اطراف رفته بودند. با اینکه دولت ایران و دولت انگلیس بر سر ملی شدن نفت اتفاق نظر سیاسی نداشتند بانوی خاور شناس انگلیسی که عنوان پرفسوری دارد، وارد ایران می شود و به مقامات دانشگاه تهران مراجعه می کند تا ترتیب رفتنش را به دزفول و سنندج فراهم نمایند که در مورد ریشه زبان پارسی تحقیقاتی به عمل آورد. او تاکید دارد اول به دزفول بیاید. یکی از استادان مسئله را با مرحوم آیت الله میر سید محمد بهبهانی مجتهد متنفذ آن زمان در میان گذاشته و تقاضای انجام آن را دارد . مرحوم بهبهانی از مرحوم آقای سید محمدعلی مدرس دزفولی می خواهد که ترتیب این مسافرت داده شودآقای سید محمدعلی مدرس هم دانشمند محترم آقای حاج سید علی کمالی را تشویق می کنند که خاور شناس را تا دزفول همراهی کند.آقای کمالی به شرطی قبول می کند که آقای حاج احمد شاهرکنی با ایشان همسفر شوند. من شرح این مسافرت را از قول مرحوم شاهرکنی نقل می کنم گفت: پس از ورود به دزفول یک ساعتی استراحت کردیم. آقای کمالی فرمودند:«خوبست قلم و کاغذ آماده کنیم و بنویسیم.» این کار را کردیم. حدود صد واژه خانم خاور شناس یادداشت کرد. از سرعت کار ما کاسته شد یکی دو دقیقه می گذشت تا واژه ای بیاد آوریم در آن حال من گفتم: « منتهای کوشش ما به گرد آوری سیصد کلمه نخواهد رسید» . آقای کمالی فرمودند: «فکر دیگری به نظرت می رسد؟» گفتم :« بله » . گفت :«آن چیست؟» گفتم : « ناهیدی تازه از دنیا رفته خوبست به سراغ پسرش ملا شکری بروم و اگر اشعارش را از بین نبرده باشد برای منظور ما گنجی گرانبها خواهد بود.» . آقای کمالی که گویی باری از روی دوشش رداشته ام فرمودند: « پس چرا معطلی؟!»سراغ ملا شکری رفتم و علت به دزفول آمدنم را به او گفتم، گفت: « مقدار زیادی از آنها را به رودخانه انداخته ایم ولی یک خورجین پر موجود است.» آنها را درآورد به اتفاق کاغذها را به منزل رساندیم . خاورشناس طوری به زبان فارسی مسلط بودند که وقتی حرف می زد لهجه نداشت و کسی فکر نمی کرد یک خارجی است که صحبت می کند. شروع به نوشتن کرد پس از دو ساعت هیجان زده از جا بلند شد و گفت:« هر چه را خواستم یافتم، هرگز فکر نمی کردم به چنین گنج شایگانی دسترسی پیدا کنم.» آنگاه قاطعانه گفت: « ریشه زبان فارسی را تنها در دزفول باید جستجو کرد.»[6]
: چنبره، گردنگیر کسی شدن
بَد گِل و بَد قَوارَیَ زونَ کُوردَ وَرُم بِ مین خُونَ[7]
بد گل و بد ترکیب یک زن / در خانه بر من چنبره زده است
* خلوت
چِل پِین سالَ زَس قَدُم چی غُول/ حُوشُمون کُورد اَ هَر چِی داشتیم [8]
چهل و پنج سال است که چون غول شریک زندگیم شده / خانه ما را از هر چه داشتیم خلوت[خالی] کرد.
* گِلاک
بَعد بیسُّم نَدیمِ یَ مَلاک/ دا دَسُم کلِّ مالشَ مِلسِ
بعد ندیم یک ملاک شدم / همه مالش را بسادگی بدستم داد.
*: باشتاب، یک نوع حرکت حیوان
اُمَّ هَم پی ما رَمَزُون/ همچِ پَرپَر اَ دَسِش رَف شَعبُون[10]
باز هم ماه رمضان با شتاب آمد و (ماه) شعبان بسرعت پایان رسید.
* بُقِ رون
نترم دَسُم زَنُم هَر دَم اُو/ اُو کَشی کُنُم تا [11]
نمی توانم دستم را هر لحظه به آب بزنم (یا) پایم را تا بیخ ران طهارت دهم [بدین وسیله تظاهر نمایم].
* : دل خون، آبی که در اثر شستن ظرف خمیر باقی می ماند
فِکرِاُوشونَ بِدِل هَم دارُم/گوش تُ دِی دِلتَ مَکُن اُو اَنگون[12]
فکرآنها را نیز دارم. برای آنها دلخون مباش.
* لیک
تا کِی اَ دَر مُ آیُم ، زونَم زَنَ نُهام چیک/ کمتَر اَ تورَ نِیسُم، وِرسُم هِلُم دُتا لیک[13]
تا کی از بیرون بخانه بیایم و زنم جلوم«چیک» بزند/ کمتر از روباه نیستم برخیزم و دوباره زوزه بکشم.
: کوچک
: انبار جای آرد
اَوَّل اَ پُشتِ تُوپُو، جورُم مُ کُونَ کُوشُم/پوشُم هِلُم مُ وِیلا، جامُندَ حُوشُم[14]
اول از پشت «تاپو» کفش کهنه ام را پیدا کنم بپوشم و خانه «جامنده» را اندکی بی صاحب بگذارم [بروم].
* شُوبی
دُینا بیسَّ ، رِسقِ مُ چی کَموتَر /میرُم خُدُم جِهُنِّم، غُسَّب خوَرُم دُ بیشتَر[15]
دنیا مانند شهباز و رزقم کبوتر شده است / خودم بمیرم به جهنم ، دوبرابر غصه می خورم که.
: بالاپوش
: الکی، به رنگ ابلق
اَبلَقَونِی/تُمبونِ تیکَ تیکَم، قَل جومکِی کَلونِی[16]
بالاپوش پاره ام و کفشهای ابلقی رنگ /و تنبان تیکه تیکه و پیراهن آبی
* جُق
دُونُم اگر گُووم جُق، ری اُووَکِ بکَشُم شیک[17]
[اما] اگر لب بگشایم، «روی آب خط کشیده ام»
*:ماهیچه
بَلکِی کُنِن قَوینتَر، هایِ بُوریک[18]
بلکه ماهیچه پای آنها که باریک است،کلفت تر شود.
بچه ها، توله ،جمع کلمه تیله به معنای شیء گرد، به معنای خورشید
: کنایه از حمله کردن
پِی دُو بَرُمشون خُونَ، یَهو سی /گِردشُون کُنُم بِدورُم، آرِن یَواش
یک مرتبه با شتاب آنها را برای بچه ها به خانه ببرم، به دور خود جمعشان کنم و آرام آنها حمله بیاورند.
* : کنایه از درگوشی
بِِی خَبَر یَکتَ بییِس مِینِ وِلات پَم چُومُون/ دَسِ مِیرُونُو زَنُون پِی بین هُومُون[20]
ناگهان گفته های رسوایی برانگیز ما در شهر شیوع پیدا کرد،
مردان و زنان داستان عشق ما را تو گوشی به هم می گویند.
* بِلُم
دُونُم آخَر کُنَ کُور عِشقِ رییِش قَل بِلُمَ[21]
می دانم که عشق رویش بالاخره چشم نیم کور مرا کور خواهد کرد.
* باد بِِسَّ
چی تَرَقِّی زَمَ تَش قی بِزَنَ فِسَّ مَکُن/ زونَمَ هِی بِگُووَ گُوش بِ ای باد بِِسَّ مَکُن[22]
چون ترقّه آتشم زده و می گوید[صدای] فِسّه مکن، [و]پیوسته به زنم می گوید«سخن این مرد از کار افتاده را گوش مکن»
* :آب ترنج ترش، آب یک نوع مرکبات به نام بالنگ که از پوستش مربا درست می کنند که زرد رنگ است.
بخدا مُند بِدِلِش هَرکَ نَزَند یَ چُولُم/ری چِ ، بِزَردی خُدِ پُوس نُمبُولُم[23]
بخدا در [بازی طبیعت] هر که از من نبرده باید حسرت بدلش بماند [چون به همه باخته ام]،چهراه ام جون آب ترنج ترش، و بسان پوشت لیموی شیرین زرد است.
* قُر: فتق
:غده
ِ مِینِ پام َ کُجا دیدی یُو اُو دِشبُلُمَ؟[24]
[همانند] فتق توی پا و آن غده مرا کجا[نزد چه کسی] سراغ داری؟
* :کنایه از بد رفتاری، بدقیافه
تییَتُ بَند اَهَر تاجِرو هَر چِی حَجّی /گِر کُتِی خُلقِتَ خُوَش اِغزَ مِکُن [25]
و از هر چه تاجر و حاجی است چشم بپوش ، اخلاق خود را خوب گردان، و بدرفتاری مکن.
* ناتِلِنگ
بَختُمون هَم بیسَ کَم کَم /بونِ رِسقُم یَکِتَ کُل بیسَ بِنگ[26]
کم کم بختم چون بیمار قادر به حرکت نیست، بام رزقم گنبدی شده(قابل سکونت نیست)
:تکه های چوب
:کنایه از «از پای درآوردن»
بیسِنَ دَس پام بِلاشَم چی چِچُول/ بییِسُّم هَمچِ عِیسا پِی دُچُول[27]
دست و پایم مانند تکه های چوب شده است [و]آنچنانم که در بازی عیسا دیگر عضو بدرد خوری نیستم.
* جِرِیت
بَس دُما رِسقُم زَمَ اَمسال / مین سَرُم بیسَ مُقُم حَلوا قُبِیت[28]
بس که امسال دنبال رزقم دویده ام ، مغزم در سرم مانند حلوا قبیت پوک شده است.
* فَناق(احتمالا هنّاق بوده):
ری مِلاکِی رِسقُمون بیسَ /مِلسِ درِّ ی گیرَ وَش سَدگی قَلاق[29]
چهره ملائکه رزقم سیاه شده است، مثل خار دره به آن صد حلزون چسبیده است.
* :فولاد
دِل مَپرس نونِش بُرایا گو چِلِک/ شُو بزَنُم دَر حوششُون تِکِّ تِک[30]
از دلش نپرس « نانش بریده شود» بگو چلک، شب آرام در خانه او را می زنم.
* شَمَل
سی مُ تِینا بیسَ هَم چِل هَم چَپَل / مُ اَ داغِش زَرد بیِیِسُّم چی شَمَل[31]
[او] تنها برای من دیوانه شده [آزارم می دهد]، از غصه اش چون « شمل» زرد شده ام.
* شِمشِلِیق
دُو کَِنُم هَر چِی ب دُماش پِی / نَم گُووَ کَفکُو بیس اییان اَلِیق[32]
هر چه یکپایی بدنبالش می دوم، نمی گوید این [شیفته من] شل شده است.
* رِیتِ پِیت
چی کموتر باز آجات ورزِن دوشیت/ رُو اَدَر جَبیبِر[33] یَواش سی [34]
*
قُشّم نِزیکَ ، دیر/ عُرمِ مُ سَر رفت ، پِی چیکُو ناخِیر[35]
بدبختی من نزدیک، و روزی اندکم دور است، عمرم به شنیدن ناله [زنم] بسر رسید.
: چلو سفید
36
: کنایه از بی اعتنایی
او ، مُ نونِ زُرَّت/ اُو خُوبِ مَردُم ، مُ زِشتِ ملّت[36]
او با بی اعتنایی پلو می خورد ، و من با نان زرت [باید بسازم]،او خوب مردم و من زشت ملت هستم.
* مُف مُف
چَقزَر مِلِقنُم، شو تا سَحَر تُف / تا کِی چی بَچُون، اُفتُم بِ
چقدر شب تا صبح تف قورت بدهم، تا کی مانند بچگان بگریم.
38
* دَنگال
کَباب بیسِیم تَموم اَی اُورِ دَنگال[38]
همگی از این ابر پهناور کباب شدیم.
*)یک مراسمی بوده است برای طلب باران ، دعای باران عامیانه)
سُ چار پَل پو بُریدَ رَف / تُ دَمبَر کُلِّ شَر کُوردی اَبارُون[39]
سه چهار گیسو بریده مراسم سه خواهران را برای طلب باران اجرا کردند، [و گویی بدرخواست آنها] همه شهر را از باران ویران ساختی.
* تافال
تَموم کِپنیدیمُون اَی بارِ تافال[40]
[و در نتیجه] از این بار عظیم ما را از کار انداختی.
* چیچال
نَ شَرَ دَمبَری کُن سی دُ چیچال
نه آنکه بخاطر دو چیچال ، شهر را ویران ساز.
* گال:
سِدا رَعد کِپ بییِس اَچَن زنَ [42]
رعد بسکه داد زده صدایش خفه شده، ساکت گشت.
* گَندال
اَلَرزَ رَنگِ کُل زَردَ چُ
و مردم بس که لرزیده اند [از ترس] رنگ همه چون گنداب [زرد]شده است.
* مُرساق
بَس پِی گُلَّ اَلارِش دَرِ خُونِی مُرساق/ سینَ نَرم تَر اَ حَریر، دِل پَ چِتُور؟ سِنگِ چَمّاق[44]
[از سیمین تن او] که گویی گلوله های ابریشمین است، دَرِ خانه مرساق[ابریشم فروش]را بسته است، سینه اش نرمتر از حریر، پس دل چطور؟ [در صلابت] سنگ چخماق است.
: سیاه
زلف اُو :، رییِش بی بییَ گونَش چِ :لَکات[45]
زلفش چون آس[مشکی] است، رویش، بی بی؛ و گونه اش لکات را می ماند، حکمش از شاه، اگر رویش را ببینی مانند ماه با انگشت [او را به دیگران نشان می دهی].
* دَقِّ:
سَد چِ شیرینُو زُلیخا بِ دَسِش دَقِّیَ[47]
صد امثال زلیخا و شیرین بر دستش همانند خالی می ماند.
*کنایه از اینطرف و آنطرف رفتن
رُوزِ شُو بَس مُ هِی کُنُم /عَوَزِ جُومَ لارمَ بین شِرِوِر[48]
بس که روز و شب این سوی و آنسوی می روم، بجای پیراهن، تنم پاره پاره گشته.
* تُوری
تَنتَ بینِش چِ مُرغُ بییِس لُوری/پُرِ لُووات اَتُو بییِس تُوری[49]
تنت را بنگر که چون مرغ لاری پری برآن نمانده [بدیگر سخن لباس بر تن نداری][و] لبهایت پر از تبخال شده است.
* شُو بین: شاهین
بیسمِ بِنگِشت، چِکُنُم بیسِ فَلَک / مِینِ هَر غَلَّ مُ تَپیدَ چَ بِندِرچینُم[50]
[از دست روزگار] گنجشکی شده ام، [اما] فلک [برای شکارم،چون] شاهین گشته، [یا] در هر کشتزار مانند بلدرچین پنهان می گردم.
* شَراق
وَرَقُم هُفتَ حَریفُم بِگُووم هَر دَم هَشت/مِلسِ بِ دُراق اَرکِ گُروزُم سی رَشت[51]
[در بازی] ورقم هفت[برنده است، اما از بخت بد] حریفم هر دم می گوید: «هشت» . مثل دارکوب را صداری «راق» اگر به «رشت» بگریزم، می ترسم گیلکان دبه کرده[آزارم دهند]
: ......
وار تَقدُو شَرَ زَمَ کُل مُ اَدَرد / کُوردَ سییُم یَکتَ زِیر دُمبِشَ زَرد[52]
به سان«تقزنک» با تلاش بسیار همه شهر را از درد گشته ام، [حتی] دم جنبانک [نیز از بدبختی من] کاری ناروا اجام داده است.
* وِرِیسِی
قاز قِلِنگُم لِفِ هُت هُت خُشَ چَنَ مُشکِی کُورد/ باروَند کُوگِ مُ بَه بَه چِ وِرِیسِی کِ اُو وُورد.[53]
کُلنگ[مرغابی بزرگی است] من، مانند هد هد خودش را به اندازه موشی کرده، کبکم بچه دار شد، اما بچه ای کوچک [همسان] وریس آورد؛
* جُفنَ
گالَ پُشتِی مُ نَبیدُم کِ تَپِس جُفنَ رییُم/ دُوش اَمِین دِیمچَ دُهُو بَرَ فِرِسنیدِنَ سییُم[54]
سنگ پشتی نبودم که لگن چوبین رویم تپید، دیروز از میان دیمچه دو هوبره برایم فرستاده اند.
*: کفش
آسُمُونُم کُلَهَ، بیسَ زِمین سی مُ
آسمان کلاه من است ، زمین برایم کفش شده است.
*:مرغ حق
اَر کِ مَم چی چَقِرُق دُونمَ گُشُم پِی حَق حَق/ بِخُوَرُم تیرِ تُفَنگچی بِزَ نُم دُ مِلَّق
اگر مانند مرغ حق به گفتن: حق حق ، دهنم را بگشایم ، تیر تفنگچی می خورم و ده معلق[پشتک] می زنم.
*توضیح:
1- در پاورقی در برخی موارد بجای بند های مسمط از لفظ«بیت» استفاده شده است.
2- این کلمات از شعر شماره یک تا شعر شماره بیست تا صفحه 175 شمارش و جمع آوری شده است.
1. : بالاپوش
2. : الکی، به رنگ ابلق
3. : سیاه، یک نوع بازی نیز می باشد
4. : چلو سفید
5. : دل خون، آبی که در اثر شستن ظرف خمیر باقی می ماند
6. :آب ترنج ترش، آب یک نوع مرکبات به نام بالنگ که از پوستش مربا درست می کنند که زرد رنگ است.
7. : کنایه از« ازکار افتاده»، برگ یا میوه که زرد شده وبوسیله باد از درخت افتاده
8. بچه ها، توله ،جمع کلمه تیله به معنای شیء گرد، به معنای خورشید
9. : بیخ ران
10. : چشم نیمه کور، پلک زدن، حرکت پلک های چشم
11. : کنایه از بی اعتنایی
12. : کوچک
13. :ماهیچه
14. :عظیم
15. : (بدون معنی)
16. : انبار جای آرد
17. : تب خال
18. :دویدن، احتمالا ترات بوده به معنای تند رفتن و فرار کردن
19. : چوبینه: «نوعی پرونده شبیه مرغابی، به آن کاروانک هم می گویند.»[56]
20. : لب گشودن، اگر حرف (ج) و (ق) را بگویم
21. :تکه های چوب
22. :مرغ حق
23. : کنایه از درگوشی
24. :فولاد
25. خلوت
26. :نانی به اندازه یک چهارم نان معمولی
27. : کنایه از حمله کردن
28. : چنبره، گردنگیر کسی شدن
29. :غده
30.
31. :پهناور
32.
33. :کنایه از بد رفتاری، بدقیافه
34. :تلاش تحمیلی، خالی شدن درخت از میوه توسط انسان
35. )یک مراسمی بوده است برای طلب باران ، دعای باران عامیانه)
36. : کفش
37. :دارکوب
38. :یکپایی، با لیق دراز(پای بلند و دراز) راه رفتن،
39. : احتمالا یک پارچه یا شیء زرد
40. شاهین
41. :شهاب
42. :کنایه از «از پای درآوردن»
43. کنایه از اینطرف و آنطرف رفتن
44.
45. فتق
46.
47. : بسادگی
48. :گند آب
49.
50. : باشتاب، یک نوع حرکت حیوان
51. : زوزه
52. : ابریشم فروش
53. :کنایه از گریه کردن
54. :کنایه از عدم توان حرکت
55. : همان شَراق
پس از ملاحظاتی که در شعر مرحوم ملا محمدتقی ناهیدی صورت گرفت و کلمات فوق بعنوان کلماتی که کاربرد ندارد و یا کاربرد آنها رو به فراموشی می باشد گردآوری شدند و به نظر خوانندگان رسیدند. نکته ای که بایستی بدان اشاره نمود این است که این کلمات حاصل تلاش کار نگارنده در بیست شعر ابتدایی دیوان بوده و از طرف دیگر نمی توان گفت که تمامی کلماتی که کاربرد آن رو به کاهش بوده و یا اصلا کاربرد نداشته آورده شده است ولی می توان خاطر نشان کرد کلماتی را یافت که بیش از کلمات گردآوری شده فوق ، که کاربرد آنها از بین رفته است. بهرطریق ما در این تحقیق نشان دادیم که این کلمات در اشعار ناهیدی بطور نمونه وجود داشتند و مرحوم ناهیدی با ثبت این کلمات مانع از امحاء این آثار و لغات کهن پارسی در گویش دزفولی شدند. همچنین در طی تحقیقات به این نکته رسیدم که برخی کلمات دزفولی معادل فارسی نداشته و در فرهنگ های لغت نمی توان نشانی از آنها جست و بی شک یاد آور قدمت کهن این گویش می باشد.
1-الفهرست، ابن ندیم ، ترجمه محمد رضا تجدد ابن علی ابن زین العابدین مازندرانی، تهران، چ دوم، بی نا، 1346
2-مقالاتی درباره تاریخ جغرافیایی دزفول، امام سید محمد علی، باهتمام حکمت فرمحمدحسین،دارالمومنین، دزفول، 1382،چ اول
3-کلیات ناهیدی دزفولی، امام سید محمدعلی و همکاران، دزفول، دارالمومنین، چ اول، 1377،
4-فرهنگ فارسی،معین محمد، جلد 3، امیرکبیر، تهران، چ هشتم، 1371
5-فرهنگ صبا، بهشتی محمد، صبا، تهران ، زمستان 70
1ـ الفهرست، ابن ندیم ، ترجمه محمد رضا تجدد ابن علی ابن زین العابدین مازندرانی، تهران، چ دوم، بی نا، 1346، ص 22 به نقل از(مقالاتی درباره تاریخ جغرافیایی دزفول، امام سید محمد علی، باهتمام حکمت فرمحمدحسین، ص 246)
2ـ مقالاتی درباره تاریخ جغرافیایی دزفول، امام سید محمد علی، باهتمام حکمت فرمحمدحسین،دارالمومنین، دزفول، 1382،چ اول ص230
3ـ برای اطلاع بیشتر در مورد گویش دزفولی به کتاب مقالاتی درباره تاریخ جغرافیایی دزفول مراجعه شود.
4 کلیات ناهیدی دزفولی، امام سید محمدعلی و همکاران، دارالمومنین، چ اول، 1377، ص8 مقدمه
5 یادگار من تاریخ سیاسی اجتماعی دزفول، غفاری غفار، ج 2، افهام، دزفول، چ اول،1384 ، ص 58
6ـ همان، ص 59 و 60
7ـ کلیا ت ناهیدی دزفولی، امام سید محمدعلی و همکاران، دارالمومنین، چ اول، 1377، ص17، بیت 9
8ـ همان ، همان ص، بیت 14
9 ـ همان، ص 18، بیت 20
10 ـ همان، ص 35 ، بیت 1
11ـ همان ، بیت11
12 ـ همان، ص36، بیت 21
13 ـ همان، ص 43، بیت1
14ــ همان، بیت 2
15 ـ همان، ص44، بیت4
16 ـ همان، بیت5
17ـ همان، بیت7
18ـ همان، ص45، بیت13
19 ـ همان، بیت 14
20 ـهمان، ص 53، بیت 4
21 ـ همان
22 ـ همان، ص54، بیت9
23 ـ همان،ص56،بیت20
24 ـ همان، بیت23
25ـ همان، ص57، بیت27
26 ـهمان، ص 73، بیت1
27ـ همان، ، بیت3
28 ـهمان، بیت5
29 ـ همان،بیت6
30ـهمان،ص75، بیت14
31 ـهمان، بیت 15
32 ـهمان،بیت16
33 ـاسم بارگاهی در جاده شوش و دزفول به نام جابر صغیر یا جابر انصاری
34 ـهمان، ص 86، شماره 8
35 ـهمان، ص 88، بیت7
36 ـ همان، بیت 10
37 ـ همان، بیت 11
38 ـهمان، ص102، بیت 1
39 ـ همان، بیت2
40ـ همان، بیت6
41ـ همان،ص103، بیت11
42 ـهمان، بیت 12
43ـ همان، ص 105، بیت 22
44ـ همان، ص114، بیت4
45ـ یکی از چهار صورت ورقهای بازی آس است که برآن صورت زنی منقوش است(نظیر بی بی در بازیهای دیگر) (فرهنگ معین، جلد 3، ص 3614)
46ـ همان،بیت5
47ـ همان، ص 115، بیت 8
48 ـ همان،ص139،بیت5
49 ـ همان، ص 141، بیت17
50 ـ همان، ص 170، بیت6
51 ـهمان، ص171، بیت 7
52ـ همان،بیت 8
53 ـهمان، بیت 9
54 ـهمان،ص174، بیت12
55 ـهمان، ص 175، بیت 14
56 ـ فرهنگ صبا، بهشتی محمد، زمستان 70، صبا، تهران، ص 369
:: :: نويسنده : dezfuli
معاون اول قوه قضاییه با ارسال نامهای به وزیر ارتباطات از او خواست که ظرف حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه های اجتماعی نظیر وآتس آپ(Whats app)، وایبر(Viber) و تانگو(Tango) اقدام کند، در غیر این صورت قوه قضائیه نسبت به این امر اقدام خواهد کرد.
به گزارش گروه رسانه روناش ، متن نامه حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژهای به وزیر ارتباطات به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر واعظی
وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات
سلام علیکم
نظر به انتشار گسترده محتوای مجرمانه و ارتکاب انواع جرائم علیه عفت و اخلاق اسلامی و امنیت عمومی و … بالاخص انتشار وسیع مطالب مهم علیه بنیانگذار انقلاب اسلامی علیه حضرت امام خمینی (ره) در هفته های اخیر از طریق برخی شبکه های اجتماعی نظیر واتس آپ، وایبر و تانگو که بعضا توسط دولت های معاند نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مدیریت فنی و محتوایی می شود و با عنابت به این که علی رقم استمهال سه ماهه جنابعالی و همکاران محترم مبنی بر اعلام آمادگی در خصوص فرآهم آوری امکان مسدود سازی و پالایش هوشمند محتوای مجرمانه در شبکه های موصوف و ارائه شبکه های اجتماعی داخلی هم سطح با شبکه های مذکور، مع الاسف تا کنون اقدام موثری به عمل نیامده است.
لذا در اجرای دستور ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت الله آملی ظرف مدت حداکثر یک ماه نسبت به فرآهم آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه های یاد شده اقدام عاجل صورت پذیرد، در غیر این صورت قوه قضائیه در راستای وظایف ذاتی خود نسبت به مسدودسازی شبکه های اجتماعی دارای محتوای مجرمانه اقدام مقتضی به عمل آورده و با متخلفین از دستورات قضایی در هر رده ای طبق قانون برخورد خواهد نمو
:: :: نويسنده : dezfuli
سارقان مسلح که عصر دیروز به یک طلافروشی در دزفول دستبرد زده ، امروز و در کمتر از ۲۴ ساعت در خرم آباد به دام مامورین خدوم ناجا افتاده و در حال انتقال به دزفول می باشند .
اخبار تکمیلی همراه با جزئیات عملیات دستگیری متعاقبا اعلام می گردد …
امان از دست غیر بومی ها...
:: :: نويسنده : dezfuli
سرقت مسلحانه یک طلافروشی در دزفول
بنابر گفته شاهدان عینی ، حدود ساعت ۱۷ امروز شنبه ، یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ با ۴ سرنشین مسلح ، به یک مغازه طلافروشی در خیابان شریعتی حمله کرده و نخست اقدام به تیراندازی هوایی نموده و سپس با شلیک به ویترین این طلافروشی ، عملیات سرقت را انجام داده که خوشبختانه این اقدام تلفاتی جانی را در بر نداشته است .
خبرنگار در حال تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر از ناجا و یا مراجع قضایی بوده ، که در صورت حصول اطلاعات جدید ، متعاقبا اعلام خواهد شد .
:: :: نويسنده : dezfuli
پیام تسلیت مـعاون استـانـدار و فرمـانـدار ویـژه دزفـول بمناسبت ضایعه دلخراش مرگ سه عضو یک خانواده در رود دز
در پی ضایعه دلخراش مرگ سه عضو یک خانواده اهوازی در رود دز بر اثر وقوع حادثه برای یک دستگاه قایق تفریحی که شامگاه پنج شنبه اتفاق افتاد ، “حبیب الله آصفی” معاون استاندار و فرماندار ویژه دزفول پیام تسلیتی صادر ، که یک نسخه از آن در اختیار پایگاه خبری «روناش» قرار گرفته ، که متن آن به شرح زیر می باشد :
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
حادثه دلخراش مرگ سه عضو خانواده محترم نواصر که بر اثر حادثه ای تلخ در تفریحگاه ساحلی علی کله دزفول اتفاق افتاد ، موجی از غم و اندوه را در جانمان نشاند .
انسان های پاک و معصوم که فارغ از قید و بند زندگی ، مظلومانه و غریبانه به دیار حق شتافتند ، تا داغ هجرانشان سینه های رنجور و شکسته ما را به درد آورد .
اینجانب ضمن عرض تسلیت به مردم شریف شهرستان اهواز ، این ضایعه جانگداز را به بازماندگان و عموم بستگانشان تسلیت عرض نموده ، و از خداوند منان علو درجات را برای آن سفر کردگان ، و صبر و شکیبایی را برای بازماندگان آرزومندیم .
. توضیح حادثه: در نخستین ساعات روز جمعه خبری بر روی خروجی رسانه های استانی قرار گرفت که با توجه به آن خانواده ای اهوازی ساعت ۲۲ و ۵۰ دقیقه پنج شنبه شب در حین قایق سواری در تفریحگاه ساحلی علی کله دزفول دچار سانحه شده ، که متاسفانه سه نفر از هموطنانمان به نحو تلخ و دلخراشی جان باختند . تعداد اعضای خانواده ۴ نفر بوده که بدینوسیله اصلاح می گردد . علت حادثه هم واژگونی قایق نبوده و طبق شنیده ها با شکسته شدن فرمان ، این وسیله به صخره ای برخورد و اعضای خانواده به درون آب پرتاب شده که البته صحت این ادعا در دست بررسی می باشد .
با توجه به اعلام شهرداری دزفول ، ساعت کار قایق های تفریحی تا ساعت ۲۰ بوده و پوشیدن جلیقه نجات نیز برای کلیه سرنشینان الزامی می باشد که این دو اصل به هر دلیلی در این حادثه دردناک نادیده گرفته شده است . اخبار اولیه حکایت از متواری شدن راننده قایق داشت ، که در جدیدترین شنیده ها نیز مطالبی ضد و نقیض مبنی بر معرفی یا عدم معرفی وی به گوش می رسد .
تلاش برای یافتن اجساد مغروقین با کاهش دبی آب رودخانه و با تلاش های اکیب های امدادی و همچنین پیوستن یک کادر مجرب غواصی از آبادان آغاز ، و امروز و در دو مقطع زمانی ، جسد پدر ۳۵ ساله بنام “حسن نواصر” و دختر بچه ی ۶ ساله ی وی از آب بیرون کشیده شده ، و تلاش برای یافتن جنازه دختر بچه ی سه ساله نیز همچنان ادامه دارد .
گفتنی است که اجساد مکشوفه توسط آمبولانس به سردخانه شهید آباد منتقل شده است .
.
:: :: نويسنده : dezfuli
پارک ساحلی دووه دزفول فرصت همنشینی با زلال آبی رود دز را در فضایی سبز و دلنشین ایجاد می کند . این پارک زیبا در ساحل شرقی رود دز و بین امام زاده رودبند و پل جدید دزفول و در کنار بافت تاریخی دزفول واقع شده است. این پارک دارای پارکینگ اختصاصی با ظرفیت بیش از 400 خودرو ، فضای سبز ، محل های نشیمن ویژه خانواده ها و … می باشد. همچنین در کنار این پارک زیبا، موزه آب دزفول و کافی شاپ ساحی واقع شده و منظره ی کت های دزفول در ساحل غربی رود دز ، منظره ی دلنشینی را ایجاد کرده است. در انتهای این پارک زیبا رستوران ساحلی با آلاچیق های سنتی احداث شده که خاطره ی لحظه هایی زیبا در ساحل دز را ماندگار می کند. شمال استان خوزستان دیدنی های زیادی دارد که پارک های ساحلی دزفول جزو جذاب ترین دیونی های آن هستند.
:: :: نويسنده : dezfuli
دزفول به خاطر داشتن پارک ها و تفریحگاه های ساحلی متعدد و متنوع در کنار رود به شهر پارک های ساحلی معروف شده است. پارک ساحلی رعنا دزفول نیز در وسط این شهر یکی از تفریحگاه های زیبا و دلنشین دزفول می باشد که طرفداران زیادی دارد.
پارک ساحلی رعنا در غرب رودخانه دز قرار دارد.در راستای تقویت هویت بومی این پارک ورودی های آن با الگوگیری از معماری دزفول با طاق های آجری و قوس های سنتی ساخته شده اند. به عبارتی با ساخت ورودی هایی با طاق آجری و نمایی سنتی در پارک ساحل غربی رود دز با نام رعنا، سعی بر آن بوده تا این پارک دزفول هویتی بومی به خود بگیرد.
این پارک در سال 1389 به بهره برداری رسید. به خاطر شرایط خاص پارک رعنا، می توان از آن به عنوان یکی از دیدنی ترین محل های شمال استان خوزستان نام برد که می تواند برای گردشگرانی که از سراسر ایران به بازدید از خوزستان می آیند جذاب و خاطره انگیز باشد.
|
||
|
|